بینش مردم مسلمان ایران در سال های دور، نسبت به حکومت و نقش دین در اداره جامعه به گونه ای بود که حضور یک روحانی در امر سیاست و ایفای نقش او در حکومت، امری ناپسند و خلاف عرف به شمار می آمد و به فرمایش امام خمینی هرگاه قصد توهین یا تحقیر یک عالم را داشتند، می گفتند او سیاسی است. در فرهنگ عمومی مردم، باور این بود که روحانیت نباید در امر سیاست دخالت کند و اگر کسی پا به این عرصه می گذاشت، از نگاه عامه می افتاد. (مصباح یزدی، 1389: 312) این فرهنگ عمومی، با آراء بسیاری از نخبگان و خواص جامعه نیز همراه بود و همین امر زمینه را برای جدا افتادگی کامل روحانیت از امور حکومتی فراهم می کرد. البته هرگز نمي توان از حضور و ایفای نقش مرجعیت شیعه در موقعیت های خاص غافل شد. اعتمادی که مرجعیت شیعه در میان مردم داشتند، تقریباً در اعصار اخیر وجود داشته و نمونة روشن آن فتوای معروف میرزای شیرازی در تحریم تنباکو بود که با واکنش هماهنگ، سریع و جدی عموم مردم و حتی برخی درباریان همراه شد. اما چنین دخالت هایی بسیار محدود و مقطعی بود و هرگز نمی توانست فضای جامعه را به سمت حاکمیت دینی سوق دهد.جهت دریافت مقاله کلیک کنید»»»»»